اتاقم یک هفته ای است که بوی خر میدهد. خر ینی بد. ینی منفی. بیماری. رکود. اینها. شبها میروم زیر کرسی توی هال. چون ما کرسی داریم امسال. خیلی دوستش هم داریم. قربونش هم میروم من حتی در این شرایط. شبها از9-10 میروم مینشینم زیر کرسی و به مردم نگاه میکنم. به مامان و بابا ینی. برادرم. و تلویزیون که معمولن روشن است. بابا هی میآید رد میشود نگاه میکند لبخند میزند. که ینی خوبی؟ چون دیدن من که نشسته ام یک گوشه جایی غیر از اتاقم، و هیچ کاری نمیکنم، چیزی نیست که زیاد در سال اتفاق بیفتد. من هم لبخند میزنم. که ینی خوبم. خوب خوب. امشب مامان گفت بیا نقطه بازی. گفتم حوصله ندارم. گفت بیا اسم فامیل خب. گفتم خب. رفت دو تا خودکار آورد نشستیم زیر کرسی. اشیا با ج را نوشت جل. میگویم جل نداریم قبول نیست. میگوید خیلی هم داریم جل خر نشنیدی مگه؟ اسم شهر را با ف نوشت فدک. گفتم وااا. گفت بعله شهر پیامبر اینها بوده. من هم اشیا با ش را نوشتم شرت. با ج هم نوشتم جیب. مامان رنگ را با ج نوشت جارویی. خودش هم کلی خندید بعد از اینکه گفت جارویی. من هم با ف نوشتم فیلی. با پ نوشتم پرتقالی. بابا از آنور پای بی بی سی داور بود. هی هم تاکید میکرد من خودم آخر اسم فامیل هستم اما سکوت کردم که بازیتان خراب نشود. بعد هم من شدم 565 و مامان شد 510. اگر که به نتیجه بازی علاقه مند هستید. و گرنه که گفتن ندارد که من بردم به هر حال. من خیلی وقت بود نبرده بودم. از الان دلم میخواهد هی بروم با آدمها اسم فامیل بازی کنم و هی بگم استوپ استوپ. و با افتخار کلمه ها را بخوانم، امتیازها را جمع بزنم. و ببرم. بعد هم مامان به بابا گفت که این برد. و بابا گفت هووووم و لبخند زد. یکهو 6ساله شدم. دلم میخواست مامان گوشی تلفن را بردارد به خاله مهین زنگ بزند بگوید این برد. بعد هم به دایی محسن. بعد به مادربزرگ. به همه. آدم گاهی دلش فقط از نبردن تنگ است. از دیده نشدن. از دور شدن. از روزهای اوج ارضاکننده ای که یک مدت است، هـــــُــــوپ، هر وقت به او رسیدند، پریدند.

یک روز نمینویسم / و شب میخوابم / خیلی عمیق / امیدوارم آن روز، باران بیاید / و شب، پشه ها مرده باشند.
Other MissPar3oos-es
موضوعات
Blog Stats
- 13,534 hits
s tablecloth ‹میسپرسهاوس
- - نوامبر 18, 2011 misspar3oos
- Loneliness is dancing on the background نوامبر 17, 2011 Visual_Miss.par3.oos
- Misspar3oos: @mardegonde :| نوامبر 16, 2011 (author unknown)
- - نوامبر 16, 2011 misspar3oos
- Quiet Moments نوامبر 14, 2011 Visual_Miss.par3.oos
- Night,Deep Inside Night -02 نوامبر 14, 2011 Visual_Miss.par3.oos
- Far away in the Past نوامبر 14, 2011 Visual_Miss.par3.oos
- - نوامبر 9, 2011 (author unknown)
- Misspar3oos: @mardegonde :| نوامبر 9, 2011 (author unknown)
- Misspar3oos: @mardegonde :| نوامبر 9, 2011 (author unknown)
..:: Others ::..
- قوزک پای چپ یک زرافهی ایدهآلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده میخارد [دمت خیلی گرمه ولی اسم بچهاتو بذار زنت بذاره حتما]
- كارتاژ
- مچالگي
- و امروز همان روز دوم بود…
- یک سرخپوست خوب
- یادداشت های شازه
- اتاق تمام فلزی
- به اتفاق
- بوف تنهایی من
- بوفالوي تك نفره
- بولوت
- تازه تر از هميشه
- تراموا
- خارخاسک هفت دنده
- در تهران
- راننده تاکسی
- زاپاس بنفش
- زرافه اي در ميان جمع
- سبیل بابام
- سر هرمس مارانا
- علف هرز چیست؟
- عاطفه

8 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
فوریه 18, 2012 در 02:22
bpkh
كامنته رسيد؟ نرسيد؟
فوریه 18, 2012 در 02:21
bpkh
د آخه لامصب من با اين سيستم پكيده نميتونم با فيلتر شكن بيام بالا. اين دومين باره كه خارج از گودر و بطور مستقيم اومدم اينجا. بنويس ديگه. مگر خوانندگان اين وبلاگ، مسقره ي شما بودند؟
ژانویه 26, 2012 در 17:52
moh3n
سلام
حالت خوبه ؟خبری ازت نیست؟! اگه حالشو داری یه چیزی بنویس لطفا
ژانویه 26, 2012 در 07:12
ایسا
میس؟ کجایی خو؟
ژانویه 2, 2012 در 01:04
من
آخ
میس
به خخخخدا زندگی بدون تو یک چیز گنده کم داره
به خدا
من میخوام برم دانشگا تهران
یعنی میخوام دوباره از سر کنکور بدم برم دانشگا تهران
برم بشینم کنارِ یکی
بگم با من دوس میشی؟
به خدا
دسامبر 27, 2011 در 16:41
phoenix
>):*:<
دسامبر 26, 2011 در 23:32
روانگسیخته
خوشحالم که اقلاً بعد از گودر میشه اینجا پیدات کرد! دلم برات تنگ شده بود!
من ولی نقطه بازی رو ترجیح می دم کلن…
دسامبر 24, 2011 در 00:58
دن کیشوت
خوب مینویسی …
—————–
میس پرسه اوس: ممنون لطف داری