هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘" هيچ وقـــــــت "’ می‌باشید.

وقتي كه توي حموم صابون گردالي محبوبتون قل ميخوره و درحاليكه درست دم چاهك بهش رسيدين با يه پوزخند ميره تو چاه، » هيچ و‌قت» فكر نكنيد تنهاييد و فحش ركيك بلند نديد. چون ممكنه پدرتون در اون حوالي در حال عبور از پشت در حموم باشه، و به اينكه داريد اون تو چيكار مي كنيد شك كنه، ناجووووور

آره، هيچ وقت …

یک روز نمی‏نویسم / و شب میخوابم / خیلی عمیق / امیدوارم آن روز، باران بیاید / و شب، پشه ها مرده باشند.

Blog Stats

  • 14,966 hits

RSS s tablecloth ‹میس‏پرسه‏اوس

آرشیو

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.